
مواد لازم برای 6- 4 نفر:
کره ی پاستوریزه : 60 گرم
تره فرنگی: 1تکه متوسط
سیر: 2 حبه
آرد سفید گندم: یک سوم پیمانه(40گرم)
شیر پاستوریزه: 1پیمانه (150گرم)
تخم مرغ: 4 عدد
پنیر پارمزان رنده شده: 2 قاشق غذاخوری
نمک و فلفل: به مقدار لازم
مواد لازم برای داخل رولت سبزیجات :
پنیر پارمزان رنده شده: 100 گرم
کنسرو ذرت: 150 گرم(1پیمانه)
پیازچه ی خرد شده: یک سوم پیمانه
پنیرخامه ای پاستوریزه: 50 گرم
1- سینی یا ظرف مخصوص فر به ابعاد 30× 25 سانتی متر را چرب کرده یا داخل آن کاغذ روغنی قرار دهید و روی آن را چرب کنید.
2- سیر و تره فرنگی را ریز خرد کنید و همراه با 30 گرم کره به مدت 5- 4 دقیقه با حرارت متوسط تفت دهید تا تره فرنگی نرم شود.
3- سپس بقیه ی کره را ذوب کنید. آرد را به آن اضافه نمایید و با حرارت ملایم کمی تفت دهید تا خامی آرد گرفته شود.
4- به مخلوط کره و آرد، شیر را کم کم اضافه نمایید و مرتب هم بزنید تا مخلوط یک دستی به دست آید و غلیظ شود.
5- زرده و سفیده ی تخم مرغ ها را جدا کنید.
6- سپس زرده ی تخم مرغ، مخلوط تره فرنگی و سیر، نمک و فلفل را به مخلوط فوق اضافه کنید. مواد را به یک ظرف بزرگ انتقال دهید.
7- سفیده ی تخم مرغ را با همزن برقی بزنید تا فرم بگیرد. سپس سفیده را به مخلوط بالا اضافه و خوب مخلوط کنید.
8- فر را از قبل با حرارت 400 درجه ی سانتی گراد گرم کنید.
9- مواد آماده شده را در سینی بریزید و سطح آن را صاف کنید.
10- حال رولت(مواد مخلوط شده) را در طبقه ی وسط فر به مدت 15- 12 دقیقه حرارت دهید تا پف کند و سطح آن طلایی شود.
11- 2 قاشق غذاخوری پنیر پارمزان رنده شده را به طور یکنواخت روی کاغذ روغنی پخش کنید و رولت را روی کاغذ برگردانید (اگر برای کف رولت از کاغذ روغنی استفاده کردهاید کاغذ را جدا کنید).
12- مخلوط پیازچه ی خرد شده، ذرت و پنیر خامه ای و پنیر پارمزان را روی رولت بریزید و رولت را محکم بپیچید و گرم سرو نمایید.
نکته:به جای پنیر پارمزان می توانید از پنیر فتا استفاده کنید.
منبع : کوکا
12 روز دیگه میرم اون دنیا آیا این حق من نیست که حداقل یه دونه از این رولتا بخورم بعد بمیرم
ناکام از این دنیا نرم
داغ همین رولته رو دلم میمونه میدونم
خدا نکنه آجی
انشاالله که حقیقت نداره
سلام ......ما هم میخوایم خو
سلام ودرود
چشم حتما
حتما خوشمزه است
بله واقعا خوشمزه است
پدری با پسری گفت به قهر
که تو آدم نشوی جان پدر
حیف از آن عمر که ای بی سروپا
در پی تربیتت کردم سر
دل فرزند از این حرف شکست
بی خبر از پدرش کرد سفر
رنج بسیار کشید و پس از آن
زندگی گشت به کامش چو شکر
عاقبت شوکت والایی یافت
حاکم شهر شد و صاحب زر
چند روزی بگذشت و پس از آن
امر فرمود به احضار پدر
پدرش آمد از راه دراز
نزد حاکم شد و بشناخت پسر
پسر از غایت خودخواهی و کبر
نظر افگند به سراپای پدر
گفت گفتی که تو آدم نشوی
تو کنون حشمت و جاهم بنگر
پیر خندید و سرش داد تکان
گفت این نکته برون شد از در
«من نگفتم که تو حاکم نشوی
گفتم آدم نشوی جان پدر»
جامی
بسیار زیبا بود
ممنون و متشکر
باید خوشمزه باشد
بله خوشمزه است